کانال رسمی ما در تلگرام
ثانیه های ظهور - مطالب ابر ثانیه های ظهور
هم قد گلوله توپ بود
گفتن : چجوری اومدی اینجا ؟
گفت : با التماس
گفتن : چه جوری گلوله رو بلند می کنی میاری ؟
گفت : با التماس
به شوخی گفتن می دونی آدم چه جوری شهید میشه ؟
لبخند زد و گفت : با التماس...

وقتی تکه های بدنشو جمع می کردن ، فهمیدم چقدر التماس کرده بود...



طبقه بندی: شهدا و دفاع مقدس، تاثیر گزار، داستان ها و خاطرات،
برچسب ها: التماس، با التماس، شهید، شهدا، گلوله توپ، کودک شهید، ثانیه های ظهور،

تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 | 11:27 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

شنیدم دختر خانمی می گفت :
"فقط دعا کنید پدرم شهید بشه"!
خشکم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟
گفت : آخه بابام موجیه!
گفتم خوب ان شاءالله خوب میشه ، چرا دعا کنم شهید بشه؟
گفت : آخه هر وقت موج می گیردش و حال خودشو نمی فهمه شروع می کنه منو مادر و برادرمو کتک می زنه!
اما مشکل ما این نیست!
گفتم : دخترم پس مشکل چیه؟
گفت : بعد اینکه حالش خوب میشه و متوجه میشه چه کاری کرده ، شروع می کنه دست و پاهای هممون رو ماچ کردن و معذرت خواهی کردن.
ما طاقت نداریم شرمندگی بابامون رو ببینیم...

دعا کنید پدرم شهید بشه...




طبقه بندی: شهدا و دفاع مقدس، تاثیر گزار، داستان ها و خاطرات،
برچسب ها: جانباز، جانباز موجی، جانباز دفاع مقدس، شهدا، دعا کنید پدرم شهید بشه، ثانیه های ظهور،

تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 | 11:21 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

به مادرم قول داده بود بر می گردد...
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت : بچه ام سرش می رفت ولی قولش نمی رفت...



طبقه بندی: شهدا و دفاع مقدس،
برچسب ها: ثانیه های ظهور،

تاریخ : سه شنبه 23 تیر 1394 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

من یک التماس دعای مخصوص دارم از دوستانم...
مردی را می شناسم که غربتش سنگین و جانسوز است...
آقای بزرگواریست که غم و غصه اش از سال ها قبل آغاز شده است...
از یک گودال خونین...
یا شاید هم قبل تر...
از یک تشت خونین...
شاید قبل تر...
از یک محراب خونین...
شاید از یک کوچه ی تنگ و یک چادر خاکی...
دلش تنگ است مولایم...
هر روز که می گذرد دل تنگ تر می شود...
شما را به خدا قسم دعا کنید...
امشب دعا کنید...
برای خودم هیچ نمی خواهم؛ برای یک مرد دعا کنید...
دعا کنید در تقدیرش امشب ملائک بنویسند :




طبقه بندی: مهدویت و امام زمان (عج)، مناسبت ها و مراسم ها، ماه رمضان،
برچسب ها: شب قدر، شب بیست و سوم ماه رمضان، شب بیست و سوم رمضان، التماس دعا، التماس دعا شب قدر، لیله القدر، ثانیه های ظهور،

تاریخ : پنجشنبه 18 تیر 1394 | 03:36 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

بعضی ها میگن باید دلت پاک باشه...
جواب قرآن به این بعضی ها...
(آمنو و عملو الصالحات)

اگر فقط دل پاک کافی بود فقط می گفت : آمنو
در حالیکه گفته : آمنو و عملوالصالحات

اگر تخمه کدو را بشنکنی و مغزش را بکاری سبز نمی شود.
پوستش را هم بکاری سبز نمی شود. مغز و پوست باید هر دو با هم باشند.
مرحوم آیت الله مجتهدی (ره)



طبقه بندی: خدا، تاثیر گزار، جملات زیبای مذهبی،فلسفی،علمی و...،
برچسب ها: دلت پاک باشه، دل باید پاک باشه، دلت پاک باشه بقیش مهم نیست، دل پاک، آیت الله مجتهدی، ثانیه های ظهور،

تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 05:27 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

یه تحویل دار بانک می گفت : 
پسر بچه ای یه قبض آورد تا پرداخت کنه.
گفتم وقت گذشته سایت ها رو بستیم ، فردا صبح بیار.
گفت : حالا چون من بچه ام اینو میگی بابامم بیارم همینو می گی ؟
گفتم : فرقی نمی کنه ، سایتو بستیم پسر جان!

رفت و با یه مردی اومد که لباس های کهنه و چهره ی رنج دیده ای داشت...
فهمیدم باباشه...
بلند شدم و به قصد احترام تحویلش گرفتم ، قبضو پولشو گرفتم و گفتم : 
چشم ، ته قبض رو مهر کردم دادم بهش...
گذاشتم تو کشو فردا صبح پرداخت کنم...

پسره گفت : دیدی بابامو بیارم نمی تونی نه بگی!
بعدش خندید...
باباش به پسر گفت برو جلو در من میام...
اومد در گوشم گفت ممنونم ازت که جلوی بچم بزرگم کردی !
.
.
.
.
از دیدگاه بچه پدر تنها فردیه که حلال مشکلاته و تنهاترین فرد بزرگ تو دنیاست!
پدر است که در کتاب جایی ندارد و هیچ چیز زیر پایش نیست...
بی منت از این غریبگی هایش می گذرد تا پدر باشد...
و پشت خنده هایش فقط سکوت می کند...

خدایا بالاتر از بهشتت چه داری؟ برای زیر پای پدرم می خواهم... 


سلامتی همه ی پدر های در قید حیات و شادی روح تمام پدرهای سفر کرده صلوات...



طبقه بندی: تاثیر گزار، داستان ها و خاطرات،
برچسب ها: پدر، پدر مهربان، مادر، تحویل دار بانک، زیر پای پدر، پدر زحمت کش، ثانیه های ظهور،

تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 04:40 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

"خدای" من...
برای دلم "امن یجیب" بخوان...
"امن یجیب" بخوان تا آرام شود این (مضطر)...
تا آرام گیرد این قلب نا آرام من...
"خدای من"...
               به حضورت...
                          به نگاهت...
                                  به یاریت نیازمندم...
سال هاست به این نتیجه رسیده ام که "تو"
تنها مشترک مورد نظری هستی که همیشه در دسترسی...

"الهی و ربی من لی غیرک"



طبقه بندی: خدا،
برچسب ها: مناجات، خدا، خدای من...، مناجات با خدا، مناجات زیبا، خدای من، ثانیه های ظهور،

تاریخ : سه شنبه 16 تیر 1394 | 10:54 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

می خواستند به علی 19 بدهند...
خدا گفت 20 هم کم است
و نمره 21 را برایش می گذارد !


21 رمضان شهادت امام علی علیه السلام تسلیت...



طبقه بندی: امیرالمومنین (ع)، مناسبت ها و مراسم ها، ماه رمضان،
برچسب ها: امام علی، 19، 20، 21، امیرالمومنین کیست ؟، شهادت امیرالمومنین، ثانیه های ظهور،

تاریخ : سه شنبه 16 تیر 1394 | 05:51 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

همه گفتند حسین و جگرم گفت حسن
سینه و دست و سر و چشم ترم گفت حسن

گوشم از بدو تولد به شما عادت کرد
مادرم گفت حسین و پدرم گفت حسن

نامتان را به کنار پدرم گفتم و گفت
ای خدا شکر که پیشم پسرم گفت حسن

بعد از این خوب تر است جای صفاتی مثل
سفره دار و پدر جود و کرم گفت حسن

زائری در وسط صحن غریب الغربا
دید تا گنبد زیبای حرم گفت حسن

تا که جارو زدن صحن رضا را دیدم
چشم خیس و مژه ی رفتگرم گفت حسن

قاسمت راهیه میدان شد و دیدند همه
خواهری موی پریشان ز حرم گفت حسن

پایه ی نهضت خونین حسین صلح تو بود
آیه ی نهضت خونین حسین بود حسن



طبقه بندی: امام حسن (ع)، مناسبت ها و مراسم ها، اشعار و دوبیتی ها،
برچسب ها: شعر امام حسن، شعر زیبا در مورد امام حسن، امام حسن مجتبی (ع)، میلاد امام زمان، شهادت امام حسن، امام حسن مجتبی، ثانیه های ظهور،

تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 | 01:37 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

از غربت تو اشک دمادم داریم
دائم به لب پنجره شبنم داریم

این درد دل ماست خودت می دانی...
در خاک مدینه یک حرم کم داریم



میراثــ زهراستــ
صبر قرارش
رفته به مادر
حتی مزارش....

جانم حسن (ع)



طبقه بندی: اشعار و دوبیتی ها، امام حسن (ع)، مناسبت ها و مراسم ها،
برچسب ها: امام حسن، شعر امام حسن، امام حسن مجتبی، ولادت امام حسن، شهادت امام حسن، امام حسن علیه السلام، ثانیه های ظهور،

تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 | 12:58 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

باد هم کم نکند سوز دل سحرا را...
قطره ی عشق به آتش بکشد دریا را...

این ترک خورده دلم وحشت آن را دارد...
که بمیرد و نبیند پسر زهرا را...



طبقه بندی: مهدویت و امام زمان (عج)، اشعار و دوبیتی ها،
برچسب ها: امام زمان، امام مهدی، ثانیه های ظهور، اشعار و دوبیتی ها، شعر امام زمان،

تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 11:48 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 04:57 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

تعداد کل صفحات : 14 :: ... 7 8 9 10 11 12 13 ...

  • بن تن | قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic