تبلیغات
کانال رسمی ما در تلگرام
ثانیه های ظهور - مطالب اشعار و دوبیتی ها

کنار القمه غوغا بپا شد...
حرم یک مرتبه ماتم سرا شد...

حسین آمد ولی سقا نیامد...
گمانم عباس ما حاجت روا شد...



طبقه بندی: اشعار و دوبیتی ها، امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع)،

تاریخ : یکشنبه 18 مرداد 1394 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

گر پرده ز رخ باز نماید مهدی (عج)
از خلق جهان دل برباید مهدی (عج)

ای شیعه چنان منتظر مولی باش
گویی که همین جمعه بیاید مهدی (عج)

اللهم عجل لولیک الفرج...



طبقه بندی: مهدویت و امام زمان (عج)، اشعار و دوبیتی ها،
برچسب ها: امام زمان، امام مهدی، صاحب الزمان، قائم آل محمد، ثانیه های ظهور،

تاریخ : پنجشنبه 15 مرداد 1394 | 08:36 ق.ظ | نویسنده : admin | نظرات

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شویم...
مرگ آن است که از نوکری آل علی حذف شویم...



طبقه بندی: اشعار و دوبیتی ها، امیرالمومنین (ع)،

تاریخ : سه شنبه 6 مرداد 1394 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت - به مجنونی رسیدم یا علی گفت

مگر این وادی دار الجنون است - که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد - به گوش غنچه آن دم یا علی گفت

خمیر خاک آدم چون سرشتند - چو بر می خواست آدم یا علی گفت

مسیحا هم دم از اعجاز میزد - ز بس بیچاره مریم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده می شد؟ - یقین آنجا علی هم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد - گمانم ابن ملجم یا علی گفت

دلا باید که هر دم یا علی گفت - نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

که از روز ازل قالو بلا را - هر آنچه بود عالم یا علی گفت

محمد در شب معراج بشنید - ندایی آمد آن هم یا علی گقت

پیمبر در عروج از آسمان ها - به قصد قرب اعظم یا علی گقت

به هنگام فرو رفتن به طوفان - نبی الله اکرم یا علی گفت

به هنگام فکندن داخل نار - خلیل الله اعظم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد - کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

کجا مرده به آدم زنده می شد؟ - یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

علی در خم به دوش آن پیمبر - قدم بنهاد و آن دم یا علی گفت



طبقه بندی: اشعار و دوبیتی ها، امیرالمومنین (ع)، مناسبت ها و مراسم ها، ماه رمضان،

تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394 | 01:23 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

همه گفتند حسین و جگرم گفت حسن
سینه و دست و سر و چشم ترم گفت حسن

گوشم از بدو تولد به شما عادت کرد
مادرم گفت حسین و پدرم گفت حسن

نامتان را به کنار پدرم گفتم و گفت
ای خدا شکر که پیشم پسرم گفت حسن

بعد از این خوب تر است جای صفاتی مثل
سفره دار و پدر جود و کرم گفت حسن

زائری در وسط صحن غریب الغربا
دید تا گنبد زیبای حرم گفت حسن

تا که جارو زدن صحن رضا را دیدم
چشم خیس و مژه ی رفتگرم گفت حسن

قاسمت راهیه میدان شد و دیدند همه
خواهری موی پریشان ز حرم گفت حسن

پایه ی نهضت خونین حسین صلح تو بود
آیه ی نهضت خونین حسین بود حسن



طبقه بندی: امام حسن (ع)، مناسبت ها و مراسم ها، اشعار و دوبیتی ها،
برچسب ها: شعر امام حسن، شعر زیبا در مورد امام حسن، امام حسن مجتبی (ع)، میلاد امام زمان، شهادت امام حسن، امام حسن مجتبی، ثانیه های ظهور،

تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 | 01:37 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

از غربت تو اشک دمادم داریم
دائم به لب پنجره شبنم داریم

این درد دل ماست خودت می دانی...
در خاک مدینه یک حرم کم داریم



میراثــ زهراستــ
صبر قرارش
رفته به مادر
حتی مزارش....

جانم حسن (ع)



طبقه بندی: اشعار و دوبیتی ها، امام حسن (ع)، مناسبت ها و مراسم ها،
برچسب ها: امام حسن، شعر امام حسن، امام حسن مجتبی، ولادت امام حسن، شهادت امام حسن، امام حسن علیه السلام، ثانیه های ظهور،

تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 | 12:58 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

باد هم کم نکند سوز دل سحرا را...
قطره ی عشق به آتش بکشد دریا را...

این ترک خورده دلم وحشت آن را دارد...
که بمیرد و نبیند پسر زهرا را...



طبقه بندی: مهدویت و امام زمان (عج)، اشعار و دوبیتی ها،
برچسب ها: امام زمان، امام مهدی، ثانیه های ظهور، اشعار و دوبیتی ها، شعر امام زمان،

تاریخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 11:48 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

اصلا این ماه عجب حال و هوایی دارد
رمضان در دل خود کرب و بلایی دارد

کام خشکیده و لب های ترَک خورده ی ما
در تبِ روضه ی تو شور و نوایی دارد

پای سجاده ی احیا و مناجات سحر
جز ولای تو دل ما چه دعایی دار

بارها عهد شکستیم و تو با ما ماندی
چه کسی جز تو چنین مهر و وفایی دارد

مال و جان؟ همسر و فرزند؟ قبول است آقا
کربلایی شدن ما چه بهایی دارد ؟

دست می گیرد و دل می برد و می بخشد
این حسین کیست که این گونه عطایی دارد ؟

دلمان لک زده یک بار زیارت برویم
دل غم دیده ی ما نیز خدایی دارد

با لب تشنه و در گرمی ظهر رمضان
بردن نام تو آقا چه صفایی دارد




طبقه بندی: اشعار و دوبیتی ها، امام حسین (ع)، ماه رمضان،
برچسب ها: ماه رمضان، کربلا، امام حسین (ع)، ماه مبارک رمضان، تشنگی، امام حسین، ثانیه های ظهور،

تاریخ : سه شنبه 2 تیر 1394 | 03:17 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

آسمان غرق خیال است ، کجایید آقا؟

آخرین هفته سال است ، کجایید آقا؟

یک نفر عاشق اگر بود زمین می فهمید؟

عاشقی بی تو محال است کجایید آقا؟

در هیاهوی شب عید تو را گم کردیم

غافل از اینکه شما اصل بهاری کجایی آقا؟



طبقه بندی: مهدویت و امام زمان (عج)، اشعار و دوبیتی ها،

تاریخ : پنجشنبه 28 اسفند 1393 | 10:27 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

بریز آب روان اسما ، ولی آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته
بریز آب روان تا من ، بشویم مخفی از دشمن
تنش از زیر پیراهن ، ولی آهسته آهسته
ببین بشکسته پهلویش ، سیه گردیده بازویش
تو خود ریز آب بر رویش ، ولی آهسته آهسته
همه خواب و علی بیدار ، سرش بنهاده بر دیوار
بگرید با دلی خونبار ، ولی آهسته آهسته
حسن ای نور چشمانم حسین ای راحت جانم
بنالید ای عزیزانم ، ولی آهسته آهسته
روم شب ها سراغ او ، به قبر بی چراغ او
کنم زاری ز داغ او ، ولی آهسته آهسته



طبقه بندی: حضرت زهرا (س)، اشعار و دوبیتی ها،

تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393 | 06:03 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

بوی دود است که پیچیده ، کجا می سوزد ؟
نکند خانه ی مولاست خدا رحم کند...

همه ی شهر به این سمت سرازیر شدند
در میان کوچه دعواست ، خدا رحم کند...

هیزم آورده که آتش بزنند این در را
پشت در حضرت زهراست خدا رحم کند...

جمع اند و موافق که علی را ببرند
و علی یکه و تنهاست ، خدا رحم کند...

بین این قوم که از بغض لبالب هستند
قنفذ و مغیره پیداست ، خدا رحم کند...

مادر افتاد و پسر رفت ز دست ، درد این است
چشم زینب به تماشاست ، خدا رحم کند...

ماجرا کاش همان روز به آخر می شد
تازه آغاز بلاهاست ، خدا رحم کند...

غزلم سوخت ، دلم سخوت ، دل آقا سوخت
روضه ی ام ابیهاست ، خدا رحم کند...



طبقه بندی: حضرت زهرا (س)، اشعار و دوبیتی ها، مناسبت ها و مراسم ها،

تاریخ : سه شنبه 12 اسفند 1393 | 03:51 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

از ندامت سوختم یا رب گناهم را ببخش

مو سپید از غم شدم روی سیاهم را ببخش 

ظلم را نشناختم ، ظالم ندانستم که کیست

گوشه چشمی باز کردم ، اشتباهم را ببخش

ابر رحمت را بفرما ، سایه ای آرد به پیش

این سر بی سایبان بی پناهم را ببخش

از گلویم گر صدایی نابجا آمد برون

توبه کردم ، سینه ی پر اشک و آهم را ببخش



طبقه بندی: خدا، اشعار و دوبیتی ها،

تاریخ : یکشنبه 3 اسفند 1393 | 03:17 ق.ظ | نویسنده : admin | نظرات

تعداد کل صفحات : 10 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

  • بن تن | قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس