تبلیغات
کانال رسمی ما در تلگرام
ثانیه های ظهور - مطالب خدا

جاذبه ی سیب ، آدم را به زمین زد و جاذبه ی زمین ، سیب را !
فرقی نمی کند !
سقوط سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست...



طبقه بندی: خدا، جملات زیبای مذهبی،فلسفی،علمی و...،

تاریخ : چهارشنبه 19 فروردین 1394 | 04:47 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

از ندامت سوختم یا رب گناهم را ببخش

مو سپید از غم شدم روی سیاهم را ببخش 

ظلم را نشناختم ، ظالم ندانستم که کیست

گوشه چشمی باز کردم ، اشتباهم را ببخش

ابر رحمت را بفرما ، سایه ای آرد به پیش

این سر بی سایبان بی پناهم را ببخش

از گلویم گر صدایی نابجا آمد برون

توبه کردم ، سینه ی پر اشک و آهم را ببخش



طبقه بندی: خدا، اشعار و دوبیتی ها،

تاریخ : یکشنبه 3 اسفند 1393 | 03:17 ق.ظ | نویسنده : admin | نظرات

پیرمردی هر روز تو محله می دید پسرکی با کفش پاره و پای برهنه با توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کرد.
روزی رفت یک کتانی نو خرید و اومد به پسرک گفت بیا این کفشا رو بپوش...
پسرک کفش ها رو پوشید و خوشحال به پیرمرد گفت : شما خدایید؟!
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه!
پسرک گفت پس دوست خدایی چون من دیشب فقط به خدا گفتم که کفش ندارم...


دوست خدا بودن سخت نیست...



طبقه بندی: خدا، داستان ها و خاطرات،

تاریخ : پنجشنبه 2 بهمن 1393 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : admin | نظرات

روزی در یک رستوران نشسته بودیم که یک دفعه مردی که با تلفن صحبت می کرد فریاد شادی کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از اتمام تلفن رو به گارسون کرد و گفت : همه کسانی که در رستوران هستند مهمان من هستند به باقالی پلو و ماهیچه ، بعد از 18 سال دارم بابا میشم!!
چند روز بعد در صف سینما همان مرد را دیدم که دست بچه ی 3 یا 4 ساله ای را گرفته بود که به او بابا می گفت! نزد مرد رفتم و علت کار آن روز را جویا شدم. مرد با شرمندگی زیاد گفت : آن روز در میز بغل دست من پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیرزن با دیدن منوی غذاها گفت : ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه می خوردیم ، شوهرش با شرمندگی از او عذر خواهی کرد و خواست به خاطر بودجه کم شان فقط سوپ بخورند؛ من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که مهمان من باشند تا آن پیرمرد بتواند بدون سرافکندگی غذای دلخواه همسرش را فراهم نماید.





طبقه بندی: خدا، داستان ها و خاطرات،

تاریخ : چهارشنبه 1 بهمن 1393 | 03:18 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

به ما گفتند بازی کنید...
گفتیم با کی ؟؟
گفتند با تیم دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن. فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گلی میزد ولی نمی دونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه می کردم امتیازها برابر بود.
تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید گفت : نگران نباش تو وقت اضافه می بریم حالا بازی کن.
گفتم آخه چطوری ؟؟؟
بازم خندید و گفت : خیلی ساده. فقط پاس بده به من باقیش با من....



طبقه بندی: خدا، داستان ها و خاطرات،

تاریخ : پنجشنبه 25 دی 1393 | 02:38 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

راننده ماشینی در دل شب راه را گم کرد و بعد از مدتی ، ناگهان ماشینش خاموش شد...
همونجا شروع کرد به شکایت از خدا، که خدایا پس تو داری اون بالا چیکار می کنی ؟
چون خسته بود ، خوابش برد و صبح وقتی که از خواب بلند شد از شکایت دیشبش خیلی شرمنده شد ، 
چون ماشینش دقیقا نزدیک یک پرتگاه خطرناک خاموش شده بود!



طبقه بندی: خدا، داستان ها و خاطرات،

تاریخ : دوشنبه 22 دی 1393 | 10:17 ق.ظ | نویسنده : admin | نظرات
تاریخ : جمعه 19 دی 1393 | 11:08 ق.ظ | نویسنده : admin | نظرات

پولدار که باشی...
برف بهانه ای میشود برای لباس نو خریدن
با دوستان به اسکی رفتن
تفریح کردن و از زندگی لذت بردن...

اما خدا نکند فقیر باشی و برف ببارد...
از بیکار شدن پدر کارگرت بگیر
تا غم پاره بودن کفشهایت
و چکه کردن سقف خانه ات...

چرا پول تعیین کند ، برف نعمت است یا عذاب .... !؟



طبقه بندی: خدا، جملات زیبای مذهبی،فلسفی،علمی و...، داستان ها و خاطرات،

تاریخ : شنبه 13 دی 1393 | 05:03 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمی کنیم یادی از خدا کنیم
غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم

وَ مَن أَعرَضَ عَن ذِکری فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهّ ضَنکًا
و هر کس که از یاد من اعراض کند، زندگیش تنگ شود.
سوره طه آیه 124



طبقه بندی: خدا، روایات و حکایات و احادیث،

تاریخ : شنبه 13 دی 1393 | 03:44 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

جهنم بهانه است...
برای کافران همین بس که "والله لا یحب الکافرین"



طبقه بندی: خدا، جملات زیبای مذهبی،فلسفی،علمی و...،

تاریخ : یکشنبه 7 دی 1393 | 04:23 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

یوسف (ع) می دانست تمام درها بسته است اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برویش باز شدند.
اگر تمام درهای دنیا برویت بسته شدند بسوی درهای بسته برو چون خدای تو و یوسف یکیست.



طبقه بندی: خدا،

تاریخ : یکشنبه 7 دی 1393 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

خوشبختی همان لحظه ایست که احساس می کنی خدا کنارت نشسته و تو به احترامش از گناه فاصله میگیری...



طبقه بندی: خدا، جملات زیبای مذهبی،فلسفی،علمی و...،

تاریخ : جمعه 5 دی 1393 | 05:07 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

  • بن تن | قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس