کانال رسمی ما در تلگرام
ثانیه های ظهور - چرا دفعه اول شلیک نکردی ؟!

تک تیر اندازمان را صدا کردم، با دست سنگری را نشان دادم و گفتم : "اوناهاش ، اونجاست"
اسلحه اش را برداشت ، از دوربین اسلحه اش نگاه کرد ، نفسش را حبس کرد ، انگشت اشاره را گذاشت روی ماشه و یک دفعه انگشتش را برداشت و اسلحه را پایین آورد.
چند لحظه بعد دوباره نشانه رفت و شلیک کرد.
گفتم : "چرا دفعه اول نزدی؟"
گفت : "داشت آب می خورد..."



طبقه بندی: داستان ها و خاطرات، شهدا و دفاع مقدس،

تاریخ : پنجشنبه 25 دی 1393 | 11:28 ق.ظ | نویسنده : admin | نظرات

  • بن تن | قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic