تبلیغات
کانال رسمی ما در تلگرام
ثانیه های ظهور - زود قضاوت نکنیم...
انسان سرمایه داری در شهری زندگی می کرد اما به هیچ کسی ریالی کمک نمی کرد فرزندی هم نداشت و با همسرش تنها زندگی می کرد در عوض قصابی در آن شهر به نیازمندان گوشت رایگان می داد روز به روز نفرت این مردم از این شخص سرمایه دار بیشتر می شد مردم هر چه او را نصیحت می کردند که این سرمایه را برای چه کسی می خواهی؟ در عوض می گفت: نیاز شما ربطی به من نداره، برید از قصاب بگیرید. تا اینکه او مریض شد؛ هیچ کس به عیادت او نرفت... 
این شخص در نهایت تنهایی جان داد‌؛ هیچکس حاضر نشد به تشییع جنازه اش برود... 
همسرش به تنهایی او را دفن کرد اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد...
دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نداد! 
او می گفت: کسی که پول گوشت ها را می داد دیروز از دنیا رفت. 

زود قضاوت نکنیم... 



طبقه بندی: داستان ها و خاطرات، تاثیر گزار،

تاریخ : دوشنبه 23 اسفند 1395 | 02:32 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

  • بن تن | قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس