کانال رسمی ما در تلگرام
ثانیه های ظهور - ...

شیخ مفید و شیخ طوسی با اسناد خود از سدیر صیرفی روایت کرده اند :
رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم ، در مقابل او طبقی پوشیده بود. بر آن حضرت سلام کردم و او ردّ سلام کرد؛ سپس رو پوش را برداشت ، در آن طبق رطب بود ، از آن رطب تناول کرد.
از آن حضرت رطبی خواستم ، به من داد، و چون خوردم رطب دیگری خواستم؛ تا هشت رطب، چون باز درخواست کردم، فرمود : تو را بس است.
فردای آن روز نزد جعفر بن محمد الصادق علیه السلام رفتم، مقابل او ظرفی بود مانند طبقی که مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله در خواب دیده بودم؛ بر آن حضرت سلام کردم، ردّ سلام کرد. روپوش طبق را برداشت و از آن تناول کرد؛ من تعجب کردم، گفتم : یابن رسول الله ،فدایت شوم، به من رطبی بده؛ داد...
و تا هشت مرتبه از او درخواست کردم و رطب داد. و بعد از آن طلب کردم؛ فرمود : اگر جدم زیاد کرده بود من هم زیاد کرده بودم.

الامالی للمفید ، ص335 ؛ الامالی للطوسی ، ص114



طبقه بندی: پیامبر مهربانی (ص)، امام صادق (ع)، داستان ها و خاطرات،

تاریخ : چهارشنبه 26 اسفند 1394 | 12:42 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

  • بن تن | قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس