کانال رسمی ما در تلگرام
ثانیه های ظهور - دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت و لبخند امام زمان

دانشجو بود. دنبال عشق و حال. خیلی مقید نبود. یعنی اهل خیلی کارا بود. تو یخچال خونش مشروب هم پیدا می شد. از طرف دانشگاه بردنشون اردو قم. قرار بود با آیت الله بهجت دیدار داشته باشند.
از این به بعد رو بذارید خود حمید آقا تعریف کنه :
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت بچه ها سلام می کردن ایشون هم به همه سلام گفت تعارف کرد وارد بشن. من چند بار خواستم سلام بدم منتظر بودم ایشون منو هم نگاه کنن اما اصلا صورتشونو به سمت من برنگردوندن. در حالیکه بقیه رو تحویل گرفتن. تو دلم گفتم میگن این آقا از دل آدما با خبره تو چطور انتظار داری تحویلت بگیره تو که می دونی چقدر گند زدی.
 خلاصه اون لحظه تصمیم جدی گرفتم دور خیلی چیزارو خط بکشم وقتی برگشتم شیشه های مشروبو شکستم. تغییر کردم تا 1 ماه پای حرفم موندم از بچه ها شنیدم دوباره قراره برن قم منم بزور رفتم. این بار دم در سرمو انداخته بودم پایین تو حال خودم بودم دیدم بچه ها میگن حاج اقا با شماست!
 دیدم حاج آقا اشاره می کنه بیا جلوتر آهسته در گوشم گفت : یک ماهه که امام زمانتو خوشحال کردی.

ترک هر گناه = نشاندن لبخند بر لبان امام زمان و برداشتن یک قدم در مسیر ظهور


نقل از آیت الله احدی.



طبقه بندی: مهدویت و امام زمان (عج)، داستان ها و خاطرات، تاثیر گزار،

تاریخ : شنبه 22 فروردین 1394 | 06:19 ب.ظ | نویسنده : admin | نظرات

  • بن تن | قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات